مناجات ماه رمضانی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
دست ببر بر آسمان، تا مگر از دعای تو یا نگرم به مـاه رخ، یا شنوم صدای تو روی به هر طرف کنی، نور دو دیدۀ منی پای به هر کجا نهی، قلب من است جای تو من که رُخَت ندیدهام، دل رَوَد از دو دیدهام وای بر آنکه بنـگـرد بر رخ دلربای تو یا به دو دیدهام بنه پای ز لطف و مرحمت یا بـگـذار لحـظهای دیده نَهَـم به پای تو سـلـسـۀ فـراق را بـاز نـمیکـنـد کـسـی از دل زار من مگر دست گرهگشای تو ناز غم تو میکشم، هر چه کنی بدان خوشم صاحب من توییّ و من خلق شدم برای تو اشک به دیده کو به کو، بلکه شوند روبرو گـریۀ هـایهـای من، خـندۀ بیریای تو گردن من به بند تو، تا چه بُوَد پسند تو خرّمم از ولای تو، سرخوشم از بلای تو زخم بزن که مرحمت، کار مسیح میکند درد بـده که گـشـتـهام شـیـفـتـۀ دوای تو أَینَ مُـعـِزُّ الْأَوْلِـیا؟! یـوسف فـاطـمه بیا! تا ببرد دل از همه، روی خـدانـمای تو ای به وجود قائمه، چشم و چراغ فاطمه بیا که سـایـه افـکـند بر سر ما لوای تو «میثم» کوی تو منم که پیشتر ز بودنم تو بودی آشنای من، من شدم آشنای تو |